تلفن ها از صبح قطعه ! ..... نه اس ام اسی میره نه میاد ! ای دی اس ال یا قطعه یا وقتی وصله سرعتش مورچه ای!!!.... پلیس از دیشب شهرو پر کرده .... یگان ویژه ریخته تو شهر و شهر تحت کنترل شدیده ! ..... می ترسن یا اعلام قدرته؟! .... شایدم جفتش ..... حالم به هم می خوره از همشون ..... از همه کسایی که 18 تیر رو رقم زدن ..... از اونایی که این تاریخ رو وارد حافظه تاریخی ملت کردن !..... چه قدر وحشیانه و بی پروا ! ...... چی دارم بگم جز اظهار تاسف ! و آرزوی ترک وطن !!!!!

ديروز عقد م.... بود ..... خيلي خوش گذشت ..... اصلا تصورشو نمي کردم ! ..... مهموني رسمي نبود ..... بيشتر خانوادگي بود با تعداد خيلي کم .... تو خونه ...... من که همش مشغول فيلم برداري بودم ..... ولي داداشي براي اولين بار ترکوند ! و افتخار داد از اول تا آخر با عروس و دختر عموها و ....! رقصيد ! چشم مامانشو دور ديده !!!! ..... هه هه ! .... آخراي مجلس ديگه همه مست کرده بودن !!!! فقط بالا پايين مي پريدن ! چه قدر خنديديم وقتي فيلم هارو نگاه مي کرديم !!!! ...... يه شکار لحظه ها هم کردم از پدر داماد که معرکه است !!!!! به بچه ها مي گم بايد برم فيلم حاج آقا رو پخش کنم تو مهموني مختلط رقصيد !!!!! اين قدر خنديديم ! ...... ولي واقعيت همينه ديگه ! ..... طرف تو کميته و اداره پليس و غيره و غيره کار مي کنه و ريش اين هوا !!!! بهت نگاه نمي کنه که سلامتو جواب بده حتي ، بعد .....!!!!!! بخنديم يا تاسف بخوريم؟!!!!!
من دارم پنج شنبه ميام ها ! ..... جمعه و شنبه با دختر عموهام ..... يکشنبه صبح اونا ميرن تر*کيه و من ميمونم و خودم و شما ! ..... هنوز هيچ قراري رو فيکس نکردم با کسي ...... تا 4 شنبه شب حداکثر اينجا رو چک مي کنم و مي خونم نظراتو ...... صبح زود 5 شنبه حرکت مي کنيم ..... واااااااقعا خوشحالم چون کسايي رو ميخوام ببينم که خيلي خيلي دوسشون دارم با اينکه هنوز نديدمشون ......
سرم بي نهااااااايت شلوغه ! هنوز چمدون و وسايلامو جمع نکردم ! ...... کلي بي خوابي و خستگي دارم ! ...... ولي کارام نمي ذاره به هيچ کدومشون برسم ! ..... يه کم هلپ مي پيليز !!!!!
پ . ن : این متنو صبح نوشتم یادم رفت پستش کنم !!!!!!! ماشالا به حافظه! بزن اون دستو !!!!

